قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2180
تاريخ الفي ( فارسى )
آمد فرستادند . اما هنوز قلعهء رها فتح نشده بود كه خبر رسيد كه حسّان بن جرّاح طايى با هزار سوار از عرب و روم به مدد اهل رها مىآيد . چون ابن وثّاب بر اين حال اطلاع يافت فى الحال از رها بيرون آمده متوجّه جنگ حسّان شد . در اين وقت روميانى كه در قلعهء رها بودند از قلعه بيرون آمده روى به حرّان نهادند . حرّانيان در مقام ممانعت درآمده مسرعى به ابن وثّاب فرستاده از حقيقت حال اعلام نمودند . ابن وثّاب در اثناى راه ، عنان عزيمت به جانب حرّان منعطف داشته مرگ مفاجاةوار خود را بر اروام رسانيده اكثر ايشان را به ضرب تيغ بىدريغ هلاك گردانيد و بقيّة السيف روى به گريز نهاده ، باز خود را به قلعهء رها رسانيدند . و از جمله وقايع اين سال آنكه خلايق بسيار از ولايت خراسان و آذربايجان و طبرستان و جرجان و ساير بلاد اسلام به قصد زيارت بيت اللّه الحرام و تقبيل سدّهء سنيّهء سيّد الانام « 1 » ، عليه و آله التّحيّة و السّلام ، از راه ارمنيّه و أخلاط « 2 » متوجّه آن صوب باصواب گشتند . ( چون به آنى دو سلطان ، كه قصبهء مشهور آن ولايت است ) « 3 » ، رسيدند ارامنهء آن بلاد ، خذلهم اللّه تعالى من بين العباد ، به اتّفاق سناسنه « 4 » كه ايشان نيز طايفهاى از ارامنهاند [ 257 ب ] امّا قلاع منيعهء حصينهاى دارند و هنوز رايات نصرت آيات سلاطين اسلام به آن ديار نرسيده بود و سطوت و شوكت اهل ايقان را نديده بودند ؛ چه ، بلاد ايشان ، چنانچه تفصيل آن ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد و در تاريخ سنهء پانصد و هشتاد و دو هجرى مفتوح اهل اسلام خواهد شد ، بر قافلهء حاجّ ريخته اكثر ايشان را به قتل رسانيدند و اموال ايشان را به نهب و غارت بردند و فرزندان ايشان را به اسيرى برده در ولايت روم فروختند . چون اين قضيّهء شنيعه به سمع ناصر الدّولة بن مروان ، والى ديار بكر و آمد « 5 » رسيد ، در مقام حميّت شده از اطراف و اكناف ولايت به جمع سپاه فرمان داد . در اندك فرصت لشكرى انبوه جمع آورده از قرحيد « 6 » به عزم تسخير ولايت سناسنه و دفع ايشان بيرون آمد . چون آن جماعت از توجّه نصر الدّوله و جدّ و اهتمام او در باب اخذ انتقام خبر يافتند بسيار هراسان شده جميع آنچه از حجّاج گرفته بودند بازگردانيدند و اسيران را نيز گذاشتند و در مقام اعتذار آمده پيش نصر الدّوله كس فرستادند كه : اگرچه اين حركت ناپسنديده از بعضى اجلاف به ظهور رسيده بود ؛ امّا بعد از اطلاع بر قبح آن تمامى آنچه گرفته بودند گرفته به صاحبانش باز داديم ، و
--> ( 1 ) . بوسه زدن بر پيشگاه رفيع سرور آفريدگان . - و . ( 2 ) . اخلاط ؛ يا خلاط از بزرگترين شهرهاى ارمنيه واقع در ساحل غربى درياچهء وان . ( 3 ) . هر سه نسخه : ( چون ما بين آن و وسطان كه قصبهء مشهور آن ولايتاند ) . به قياس الكامل تصحيح شد . ( 4 ) . م ؛ : ستار سته ؛ ق : سپادسته ؛ ش : سنارسته . ( 5 ) . آمد : از شهرهاى قديم بين النهرين كه رودخانهء دجله از كنار آن مىگذشت . ( 6 ) . شناخته نشد .